خرید بک لینک

ديروز به تماشاي فيلم به وقت شام نشستم . آن جور كه آن منتقد عزيزگفت فيلم چيزي در حد يك طنز بود. اين فيلم نه محتواي قابل قبولي داشت ، نه بازي قابل لمسي داشت و نه تكنيك جلوه هاي ويژه قابل ملاحظه اي داشت. به نظر مي رسد آقاي فيلم ساز وابسته فقط ميخواست به ما شكلي از داعش و جبهه سوريه را نشان دهد شكلي كه در اين چند سال ماهواره ها بسيار شفاف تر و قابل درك تر نشان داده اند. اين كه آقاي حاتمي كيا اين فيلم را به عشق مدافعان حرم سخته و سردار سليماني هم براش گريه كرده است قسمت احساسي ماجراست ، اصل داستان هنر سينما است كه آقاي حاتمي كيا به عنوان فيلمساز وابسته بايد بداند خرج بودجه هاي سنگين براي نمايش احساس هنر نمي خواهد. مي شود با دم يك نوحه آغوش به آغوش گريه كرد و از نظام و بودجه هاي آن نيز خرج نكرد.

به هر حال به نظر مي رسد هنرمندان وابسته نظام كه از قضا روزي آژانس شيشه اي ، ارتفاع پست، موج مرده، ... ساخته اند مثل نظام دچار از هم گسيختگي داخلي شده اند. صندلي هاي خالي به وقت شام گواه اين موضوع بود كه براي نشان دادن يك چيز مقدس وابسته بودن به نظام و خرج پول و حاتمي كيا بودن كافي نيست. به اميدروزي كه تخصص و تعهد به شغل هركس مسير حركت او باشد نه وابستگي ها و احساسات آني و تا آن روز بهتر است اگر هم به نظام وابسته ايم اين خويشاوندي را پنهان كنيم كه اين هم براي نظام خوب است و هم مناسب شان ماست.

والعاقبة للمتقين

برچسب: نویسنده: ابوالفضل شجاعی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:47

صفحه بندی